......
گل نازم جمعه شب افطاری دعوت سحر و سپیده جون دوستای من بودیم و عمو رضا زحمت کشید اومد خونه مامان جون دنبالمون و رفتیم اونجا. آخه من با شما تنها هنوز رانندگی نکردم
واسه همین مجبوریم جایی میریم مزاحم کسی بشیم....
سپیده جون سفره افطارو رو پشت بوم چیده بود و همه نشستیم پای سفره و افطار کردیم . تو هم با سپیده جون بودی و اون بهت غذا داد و حسابی باب دل شما رفتار کرد
و تو هم حسابی آتیش سوزوندی عشق من . باهاشون دوست شدی
و چون جمعو شب قبل خونه عمو جون رضا دیده بودی دیگه احساس غریبی نمیکردی و همه شیرین کاریاتو
واسشون انجام دادی...
شیر شدی تا بترسن . دست زدی
.هورا کشیدی
. داد زدی . بای بای کردی
و خیلی کارای دیگه ....
تو تمام لحظاتی که اونجا بودیم یه رب آروم بودی اونم وقتی بود که داشتی هندونه میخوردی! تازه آروم صدایی بودی وگرنه دست و پاهات کار میکردن.
اینطوریکه رو پام نشسته بودی و کنارمون یه میز پر خوراکی بود و من داشتم به شما هندونه میدادم و با زهره جون صحبت میکردم.دستاتم گرفته بودم تا شلوغکاری نکنی
و شما با پاهات مدام به عمو رضا میزدی که جلو ما نشسته بودن... یهو تا چنگال هندونه رو آوردم سمتت تا دهنت بزارم دیدم 2 تا خرما سریع کردی تو دهنت ... من اصلا نمیدونم کی و چجوری اونا رو برداشته بودی....

تو همین فاصله عمو رضا برگشتن و دیدن شما تقریبا آرومی و گفتن آهان
داری هندونه میخوری که اینقد ساکتی ...آخه شرارتاتو و زیرزیرکی کار کردناتو که نمیدیدن ....

بعدافطار طفلی عمو جون ما رو آوردن خونه مامان جون . تو راه با اینکه خیلی خوابت میومد
ترجیح دادی نخوابی و همون فاصله رو هم با حورا جون بازی کردی . وقتی پیاده شدیم سرت از خستگی رو شونه من ولو میشد ولی اینقد پرویی
که تا رسیدیم بالا و با استقبال گرم خاله جون عادله و بقیه مواجه شدی باز نخوابیدی و این رشته سری دراز داشت تا ساعت 1 خونه خودمون.که بالاخره بیهوش شدی ....
دیروز شنبه بود و تا بعد افطار خونه مامان جون بودیم و بابا اومد دنبالمون رفتیم یه خورده خرید کردیم واسه خونه و نشستیم پای تی وی آخه دیشب اولین شب احیا بود و اولین سالی که تو رو دارم و اولین سالی که نتونستم تو مراسم احیا و قرآن سر گیری بیرون از خونه شرکت کنم . ولی پای تی وی شبکه خراسان نشستم و دعای جوشن و قرآن سر گرفتنو پخش زنده از حرم امام رضا دنبال کردم و تو هم خوابیدی خدا رو شکر.
پاکترین فرشته روی زمین با اون دل صاف و مهربونت واسه همه مریضا مخصوصا دوستای خوبت مثه امیر حسین جون و یاسین جون دعا کن تا خدا به حق این شبای عزیز و آبروی حضرت علی و فاطمه زهرا شفای عاجل بهشون بده و نور امید و شادی رو تو خودشون و خونوادشون روشن کنه .... الهی آمین



......
